ارز داریم؛ پس چرا بازار ارز آرام نمی‌گیرد؟
ارز داریم؛ پس چرا بازار ارز آرام نمی‌گیرد؟

عبدالناصر همتی می‌گوید ایران ارز دارد، آن هم «به قدر کافی»؛ بانک مرکزی از ابتدای سال ۱۸ میلیارد دلار تأمین ارز کرده و در صورت نیاز آماده است تا ۲ میلیارد دلار دیگر هم وارد بازار کند. رئیس کل بانک مرکزی همچنین معتقد است افزایش اخیر نرخ ارز بیش از آنکه ریشه در عوامل واقعی […]

عبدالناصر همتی می‌گوید ایران ارز دارد، آن هم «به قدر کافی»؛ بانک مرکزی از ابتدای سال ۱۸ میلیارد دلار تأمین ارز کرده و در صورت نیاز آماده است تا ۲ میلیارد دلار دیگر هم وارد بازار کند. رئیس کل بانک مرکزی همچنین معتقد است افزایش اخیر نرخ ارز بیش از آنکه ریشه در عوامل واقعی داشته باشد، تحت تأثیر فضای روانی است. اما میان این اطمینان و واقعیتی که مردم در بازار و زندگی روزمره لمس می‌کنند، فاصله‌ای وجود دارد که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

به گزارش آرمان جوان، رئیس کل بانک مرکزی در سی‌وششمین همایش بانکداری اسلامی، تصویری از اقتصاد ایران ارائه کرد که در آن، با وجود جنگ، تحریم و فشارهای اقتصادی، کشور همچنان از ظرفیت لازم برای اداره اقتصاد برخوردار است. همتی احتمال وقوع ابرتورم را ضعیف دانست، ادعای فروپاشی اقتصادی را رد کرد و گفت بانک مرکزی برای تأمین نیازهای ارزی کشور با کمبود منابع مواجه نیست.

او با صراحت گفت: «ایران ارز دارد و به قدر کافی هم دارد.»

این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که بازار ارز طی ماه‌های اخیر بارها تحت تأثیر اخبار سیاسی و اقتصادی دچار نوسان شده و نرخ ارز به یکی از مهم‌ترین متغیرهای شکل‌دهنده انتظارات تورمی تبدیل شده است.

۱۸ میلیارد دلار تأمین شد؛ اما مسئله بازار چیست؟

همتی اعلام کرده از ابتدای سال تاکنون ۱۸ میلیارد دلار برای نیازهای اقتصادی کشور تأمین شده است. این عدد در نگاه نخست قابل توجه است، اما به تنهایی پاسخگوی این پرسش نیست که چرا فشار بر بازار ارز همچنان پابرجاست.

تأمین ارز برای کالاهای اساسی، مواد اولیه، تجهیزات و سایر نیازهای اقتصاد با عرضه ارز در بازار آزاد یکسان نیست. بخشی از ارز اساساً برای مصارف مشخص تخصیص پیدا می‌کند و نمی‌توان همه آن را به‌عنوان ذخیره‌ای آماده برای مداخله مستقیم در بازار در نظر گرفت.

از همین رو، جمله «ارز داریم» زمانی معنای اقتصادی روشن‌تری پیدا می‌کند که مشخص باشد این منابع چقدر در دسترس، چقدر قابل استفاده و با چه سازوکاری قابل عرضه هستند.

همتی البته یک گام جلوتر رفته و گفته بانک مرکزی در صورت نیاز آمادگی عرضه ۲ میلیارد دلار در بازار را دارد. این وعده می‌تواند در کوتاه‌مدت برای کاهش التهاب بازار مؤثر باشد، اما پرسش مهم‌تر این است که آیا چنین عرضه‌ای می‌تواند روند بازار را تغییر دهد یا فقط برای مدتی از شدت نوسانات کم می‌کند.

اگر مشکل روانی است، ریشه آن کجاست؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان همتی، نسبت دادن بخش عمده افزایش اخیر نرخ ارز به فضای روانی است.

تردیدی نیست که بازار ارز ایران به‌شدت از اخبار سیاسی، تحریم‌ها، جنگ و انتظارات آینده تأثیر می‌گیرد. اما مسئله اینجاست که «انتظارات» معمولاً در خلأ شکل نمی‌گیرند.

وقتی فعال اقتصادی با افزایش هزینه واردات، محدودیت‌های تجارت خارجی، نااطمینانی نسبت به آینده، تورم بالا و کاهش قدرت خرید مواجه است، بخشی از رفتار او در بازار ارز می‌تواند واکنشی به همین واقعیت‌ها باشد.

بنابراین نمی‌توان هر افزایش تقاضای ارز را صرفاً هیجانی دانست. ممکن است بازار به یک خبر سیاسی واکنش روانی نشان دهد، اما این واکنش روانی می‌تواند روی بستری از نگرانی‌های واقعی اقتصادی شکل گرفته باشد.

در چنین شرایطی، آرام کردن بازار فقط با تزریق ارز ممکن است دشوار باشد؛ زیرا اگر انتظارات دوباره تغییر کند، تقاضا نیز می‌تواند بازگردد.

«ابرتورم نداریم»؛ اما تورم چه می‌شود؟

همتی همچنین احتمال وقوع ابرتورم را ضعیف دانسته و گفته بانک مرکزی در ماه‌های اخیر توانسته شتاب تورم را کنترل کند. این بخش از سخنان او نیازمند تفکیک یک نکته مهم است: نبود ابرتورم به معنای مطلوب بودن وضعیت تورم نیست.

حتی اگر اقتصاد ایران وارد مرحله ابرتورمی نشود، تورم بالا همچنان می‌تواند قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد و برنامه‌ریزی برای مصرف، تولید و سرمایه‌گذاری را دشوار کند. خود همتی نیز این واقعیت را انکار نکرده و گفته است مردم فشار سنگین تورم را در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند.

بنابراین اختلاف اصلی شاید بر سر واژه «فروپاشی» باشد. اینکه اقتصاد فرو نریخته، یک واقعیت مهم است؛ اما نمی‌تواند به‌تنهایی به معنای موفقیت سیاست‌های اقتصادی تلقی شود.

مردم معمولاً اقتصاد را با تعاریف فنی نمی‌سنجند؛ با قیمت کالا، اجاره‌خانه، هزینه تولید، قدرت خرید و نرخ ارز می‌سنجند.

رشد تسهیلات؛ تولید واقعاً چقدر جلو رفته است؟

رئیس کل بانک مرکزی از افزایش ۶۹ درصدی تسهیلات شبکه بانکی خبر داده و گفته بخش قابل توجهی از منابع به سرمایه در گردش بنگاه‌ها اختصاص یافته است. او همچنین از افزایش استفاده از روش‌های تأمین مالی غیرتورمی مانند گام، برات الکترونیکی و فکتورینگ سخن گفته است.

این بخش از سیاست‌های بانک مرکزی، در صورت اجرای درست، می‌تواند برای تولید اهمیت داشته باشد؛ اما باز هم یک حلقه مهم وجود دارد که باید در ارزیابی عملکرد به آن توجه کرد: خروجی این منابع چیست؟

افزایش رقم تسهیلات به خودی خود به معنای افزایش تولید نیست. باید دید این منابع چه میزان تولید ایجاد کرده‌اند، چه تعداد واحد تولیدی را سرپا نگه داشته‌اند، چه میزان اشتغال حفظ یا ایجاد شده و چه مقدار از منابع صرف سرمایه در گردش واقعی شده است. این همان جایی است که آمارهای پولی باید در نهایت به آمارهای واقعی اقتصاد متصل شوند.

مسئله، فروپاشی نیست؛ مسئله اعتماد است

شاید مهم‌ترین نکته سخنان همتی را بتوان در میان همه اعداد و وعده‌ها پیدا کرد: او می‌خواهد به بازار و مردم اطمینان دهد که بانک مرکزی ابزار و منابع لازم برای مدیریت شرایط را در اختیار دارد. اما اعتماد اقتصادی با یک سخنرانی ایجاد نمی‌شود؛ با تکرار نتایج ایجاد می‌شود.

اگر قرار است گرد و خاک بازار ارز فرو بنشیند، باید این آرامش در نرخ ارز و رفتار بازار دیده شود. اگر ۲ میلیارد دلار عرضه می‌شود، باید اثر آن بر التهاب بازار قابل مشاهده باشد. اگر شتاب تورم کنترل شده، باید این کنترل در ماه‌های بعد تداوم پیدا کند. و اگر شبکه بانکی منابع بیشتری به تولید می‌دهد، اثر آن باید در تولید و اشتغال دیده شود.

حالا باید دید «ارز داریم» در نهایت به آرامش بازار می‌رسد یا بازار باز هم روایت خودش را خواهد نوشت.

  • نویسنده : نرگس مالکی