پنجم شهریور، روز داروساز، فقط یک مناسبت در تقویم نیست؛ فرصتی است برای دیدن مسیری که ایرانیها قرنهاست در آن، از فهمیدن و آزمودن تا ساختن و ایستادن، کم نگذاشتهاند. به گزارش آرمان جوان، یک طرف ماجرا، تحریم است؛ آنطرف، بیماری که نمیتواند برای رسیدن دارویش صبر کند. میان این دو، یک ایرانی ایستاده که […]
پنجم شهریور، روز داروساز، فقط یک مناسبت در تقویم نیست؛ فرصتی است برای دیدن مسیری که ایرانیها قرنهاست در آن، از فهمیدن و آزمودن تا ساختن و ایستادن، کم نگذاشتهاند.
به گزارش آرمان جوان، یک طرف ماجرا، تحریم است؛ آنطرف، بیماری که نمیتواند برای رسیدن دارویش صبر کند. میان این دو، یک ایرانی ایستاده که باید راهی برای رساندن دارو پیدا کند؛ اگر نشد، ماده اولیه را بسازد، اگر نشد، فرمول را بومی کند و اگر لازم بود، از صفر شروع کند. این تصویر، اگرچه کاملاً امروزی به نظر میرسد، ریشهای چندصدساله دارد.
قرنها پیش، در ری، محمد بن زکریای رازی همین میل به فهمیدن را دنبال میکرد. او به مواد دارویی، ترکیبات شیمیایی و روشهای درمانی پرداخت و تجربه و مشاهده را جدی گرفت. الحاوی تنها یک کتاب پزشکی نبود؛ بخشی از دانشی بود که بعدها در جهان پزشکی و داروسازی اروپا نیز شناخته شد.
پس از او، ابومنصور موفق هروی در الابنیه عن حقایق الادویه درباره مواد دارویی و خواص آنها نوشت و ابنسینا در قانون دانش دارویی زمان خود را کنار دانش پزشکی نشاند. این اسمها امروز برای ما آشنا هستند، اما در زمان خودشان بخشی از مرزهای علم را جابهجا کردند.
غلامعلی عبیدی هم در همین مسیر قدم گذاشت؛ مردی که در سال ۱۳۲۵ با راهاندازی یکی از نخستین لابراتوارهای داروسازی ایران، بخشی از راه دشوار تبدیل دانش دارویی به تولید داخلی را هموار کرد.
قرنها بعد، داروسازی دیگر با کتاب و تجربه فردی پیش نمیرفت. دانشگاه، آزمایشگاه، شیمی، زیستشناسی و صنعت وارد میدان شدند و ایران هم به تدریج صاحب زیرساختهای علمی و تولیدی دارو شد.
اما آنچه این مسیر را جدیتر کرد، روزهای آسان نبود
جنگ که رسید، دارو دیگر فقط یک محصول علمی نبود؛ مسئلهای حیاتی بود. وقتی واردات محدود میشد و نیاز کشور بالا میرفت، تولیدکننده داخلی باید کاری میکرد که شاید تا دیروز ضرورتی برایش احساس نمیشد.
در میان چهرههای آن دوره، شهید دکتر محمدمهدی فقیهی قرار دارد؛ پزشکی که فعالیت علمی و حرفهای خود را در مسیر تأمین نیازهای دارویی و پزشکی کشور قرار داد. برای نسلی که با جنگ روبهرو بود، ساختن دارو بخشی از همان دفاع بود؛ فقط سنگر و بیمارستانش شکل دیگری داشت.
جنگ تمام شد، اما وابستگی از بین نرفت
تحریمها رسیدند و این بار فشار از مسیر دیگری وارد شد: مواد اولیه، تجهیزات، انتقال پول و دسترسی به فناوری. دارو اما همچنان همان دارو بود؛ کالایی که نمیشد نبودنش را به فردا موکول کرد.
اینجا بود که بخشهایی از صنعت دارویی ایران به سمت تولید مواد اولیه، داروهای پیچیدهتر و فناوریهای جدیدتر رفتند. شاید بسیاری از این تلاشها برای مردم عادی دیده نشد؛ چون موفقیت در دارو اغلب با چیزی شناخته میشود که اتفاق نمیافتد: بیماری که دارویش کم نمیشود، بیماری که درمانش متوقف نمیشود، کارخانهای که به دلیل نبود یک ماده اولیه تعطیل نمیشود.
و بعد، کرونا آمد و این بار مسئله جهانی بود
ویروسی که مرز نمیشناخت، خیلی زود واکسن را به یکی از مهمترین نشانههای توان علمی کشورها تبدیل کرد. ایران نیز وارد رقابت شد و چند مسیر برای تولید واکسن داخلی شکل گرفت.کووایران برکت یکی از مهمترین این پروژهها بود؛ واکسنی که حاصل کار گروهی از پژوهشگران و متخصصان ایرانی بود و مراحل تحقیق و تولید را در داخل کشور طی کرد.
در آن روزها، تصویر یک آزمایشگاه ایرانی در کنار آزمایشگاههای کشورهای دیگر شاید بیش از همیشه معنا داشت. همه دنبال یک پاسخ بودند؛ تفاوت فقط در امکانات و سرعت و منابع بود.
و ایران هم در آن صف ایستاده بود؛ نه صرفاً برای خریدن پاسخ، بلکه برای ساختن آن.
این روحیه البته فقط در واکسن دیده نمیشود
امروز اگر یک شرکت دارویی ایرانی ماده اولیهای را که تهیهاش دشوار شده در داخل تولید میکند، اگر پژوهشگری فرمول یک داروی پیچیده را به تولید میرساند، اگر متخصصی راهی برای جایگزین کردن یک ماده یا فناوری پیدا میکند، در واقع بخشی از همان مبارزه قدیمی را در قالبی کاملاً جدید پیش میبرد.
حتی آن کسی که در سکوت، میان محدودیتهای بانکی و تجاری دنبال راهی برای رساندن یک ماده اولیه به کشور است، شاید هیچوقت نامش شنیده نشود. اما کار او میتواند در نهایت به همان چیزی ختم شود که برای بیمار اهمیت دارد: دارو روی قفسه باشد.
این شاید وجه کمتر دیدهشده داستان داروسازی ایران باشد
ما معمولاً تاریخ علم را با نام چند نابغه به خاطر میآوریم؛ رازی، ابنسینا و دیگران. اما پشت هر نام بزرگ، نسلهایی از آدمهای گمنام ایستادهاند که دانش را از کتاب به آزمایشگاه و از آزمایشگاه به زندگی مردم رساندهاند.
رازی یک نقطه درخشان در گذشته است؛ اما داستان ایران با او تمام نشده.
بعد از او، آدمهایی آمدند که شناختند، آزمودند، ساختند و گاهی در سختترین شرایط، راهی برای ادامه دادن پیدا کردند.
از آن ریِ هزار سال پیش تا آزمایشگاههای امروز، ابزارها عوض شدهاند؛ سؤالها پیچیدهتر شدهاند؛ داروها از ترکیبات ساده به محصولات فوقپیشرفته رسیدهاند.
اما یک چیز برای ایران هنوز مهم است:
وقتی پای سلامت مردم وسط باشد، «نمیشود» نباید آخرین پاسخ باشد. و شاید این، غرورآمیزترین بخش قصه داروسازی ایران باشد؛ اینکه در این سرزمین، بارها کسانی پیدا شدهاند که به جای منتظر ماندن برای رسیدن دارو، آستین بالا زدهاند تا آن را بسازند.
- نویسنده : نرگس مالکی






















































