گزارش ویژه آرمان جوان;
تابآوری اقتصادی ایران زیر فشار همزمان جنگ، تحریم و اختلال در زنجیره تأمین بررسی میشود
جنگ مدرن فقط در میدان نبرد تعیین تکلیف نمیشود
در جهان امروز، جنگها تنها با موشک، پهپاد و آرایش نظامی تعریف نمیشوند. بنادر، پالایشگاهها، کارخانهها، شبکه حملونقل، نظام توزیع و حتی دسترسی به کالاهای اساسی، بخشی از میدان واقعی نبرد هستند. به همین دلیل، قدرت اقتصادی کشورها به اندازه قدرت دفاعی آنها در تعیین نتیجه بحرانها نقش دارد.
در جریان جنگ اخیر، برخی تحلیلگران خارجی این تصور را داشتند که اگر مسیرهای تأمین، زیرساختهای حیاتی و بخشهایی از شبکه اقتصادی ایران تحت فشار قرار گیرد، اقتصاد کشور به سرعت با اختلالی فراگیر روبهرو میشود. اما روند تحولات نشان داد این پیشبینی، دستکم در کوتاهمدت، با واقعیتهای میدانی فاصله داشت.
تولید داخلی چگونه به سپر اقتصاد ایران تبدیل شد؟
واقعیت این است که اقتصاد ایران طی سالهای گذشته به دلیل فشار تحریمها، ناچار به توسعه بخشی از ظرفیتهای داخلی شده است. همین تجربه، در دوره جنگ اخیر به یک مزیت نسبی تبدیل شد. هرچند برخی زیرساختها آسیب دیدند و هزینههای اقتصادی افزایش یافت، اما بخش تولید در بسیاری از حوزهها متوقف نشد و بازار کالاهای اساسی نیز وارد فاز فروپاشی نشد.
کارخانهها، واحدهای صنعتی، شبکههای توزیع و بخشهایی از تأمین داخلی توانستند ضربه اولیه شوک را کنترل کنند. این همان نقطهای است که مفهوم تابآوری اقتصادی معنا پیدا میکند؛ یعنی توان یک اقتصاد برای ادامه فعالیت در شرایط بحران، بدون آنکه نظم عمومی بازار به شکل کامل از هم بپاشد.
امنیت ملی فقط پشت مرزها ساخته نمیشود
یکی از مهمترین درسهای جنگ اخیر این بود که امنیت ملی فقط در تجهیزات دفاعی و مرزهای جغرافیایی خلاصه نمیشود. امنیت، امروز در دل کارخانهها، در خطوط تولید، در انبار کالاهای اساسی و در شبکه تأمین کشور نیز شکل میگیرد.
اگر کشوری نتواند نیازهای پایه خود را در شرایط بحران تأمین کند، حتی با برخورداری از توان نظامی بالا نیز در یک درگیری فرسایشی با فشارهای سنگین مواجه خواهد شد. از همین منظر، تقویت تولید داخلی دیگر فقط یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان امنیت ملی محسوب میشود.
تجربه جنگ اخیر چه پیامی برای سیاستگذاران دارد؟
تجربه اخیر نشان داد که وابستگی کمتر به بیرون، تنوع در زنجیره تأمین، فعال نگه داشتن ظرفیتهای صنعتی و مدیریت بازار داخلی، میتواند در روزهای بحران نقش تعیینکنندهای داشته باشد. البته این به معنای بینقص بودن ساختار اقتصادی کشور نیست؛ بلکه نشان میدهد ایران با وجود همه کاستیها، به مرحله فروپاشی اقتصادی نرسید.
اکنون مهمترین پرسش این است که آیا این تجربه به یک برنامه پایدار برای تقویت تولید، کاهش وابستگی و اصلاح ساختارهای اقتصادی تبدیل خواهد شد یا نه. اگر این تجربه به اصلاحات واقعی منجر شود، میتوان گفت جنگ اخیر تنها یک تهدید نبود، بلکه هشداری جدی برای بازتعریف اولویتهای اقتصادی کشور هم بود.






















































